دیشب به تو سپردم
تا به یادم بیاوری
فردا نوبت جمع کردن بادهای پاییز است
تو گفتی هنوز وقت باقی است
درخت تناور سرزمینم
امروز سر بر زمین گذاشت
بادهای پاییز تا فردا شب می وزند
زمستان برای روزهای سیاهم ببار
گویی از بالای آبشاری با مخ زمین خوردم.همه رشته هایم پنبه شد.آقای فرهادی دست مریزاد فیلمتان عالی است.حالا من با آشفتگی هایم چه کنم.ذهنم پر از علامت سوال است.علامتها را یکی یکی می گیرم و می کوبمشان روی زمین و فکر می کنم تا جوابی پیدا کنم.از خودم حرصم می گیرد از خوش خیالی هایم که کم کم دارد از مرز واقعیت ها رد می شود.از سادگیهایم که کسی لاشه شان را دستم نمی دهد تا خاکشان کنم.از خودم از آدمها که ....
تا حالا فیلمی اینطور بی خوابم نکرده بود.از دوباره دیدنش می ترسم.آقای فرهادی تصویرهای شما همه آن چیزی است که ما آدمها می خواهیم جا بگذاریم, ازشان فرار کنیم, فراموششان کنیم.شما چهره واقعی ما را نشانمان دادید.فکر نمی کردم اینقدر از دیدن قیافه ام بترسم.
پ.ن: سی دی فیلم به صورت مجاز در بازار موجود است.خوشحال می شوم اگر دوستان ببینند نظرشان را بدانم.
برایم قصه ای بنویس
از خانه تنهایی
با حیاط پر برگ
شیشه های باران خورده
رهگذران آرام
بالش های خیس
و چراغ های خاموش
درون قصه جارویی باشد
برگهای حیاط را جمع کند
تارهای عنکبوت روی رف را بروبد
قهرمان قصه دستمالی داشته باشد
رد باران را از پنجره پاک کند
بالش های خیس را من آفتاب می دهم
اما
زور قهرمانت به چراغهای خاموش برسد.
پ.ن. تشکر دوست خوبم
هر از گاهی بنشین
فریبا منتظر ظهور
نشر مروارید
خانم منتظر ظهور را از نوشته هایش در اینجاوآنجامیشناسم.اولین مجموعه داستانش را تازه به چاپ رسانده است.خیلی مشتاق خواندن کتابش بودم، تا حدودی با مشکلات چاپ کتاب اولیها آشنا هستم.مشکل پخش کتاب به سختی بقیه مراحل است و متاسفانه کتاب خانم منتظر ظهور هم با این مسئله دست به گریبان است.خوشبختانه با سفارش کتاب ازسایت انتشاراتی مرواریددر عرض یک روز موفق به دریافت کتاب شدم.
اسم کتاب چند روزی فکرم را مشغول کرده بود.هر از گاهی بنشین برای من خیلی دلنشین است.کتاب نثر پاکیزهای دارد.با مجموعه داستان متفاوتی روبروییم.در پایان هر داستان به خودم میگفتم هر از گاهی بنشین و دوباره نگاه کن.همه ما تجربههای مشابهی را از سر گذراندهایم ولی اینگونه نگاه نکردهایم.اقلا من اینگونه نبودم.خیلی راحت از کنار خیلی چیزها گذشتهام و بیتعارف سعی میکنم بعد از این هر از گاهی بنشینم و دوباره نگاه کنم.البته نام کتاب از یکی از داستانها گرفته شده و من آن را تعمیم دادم.
راوی اول شخص و زن است ولی در روایت او عقلانیت همترازاحساس است و آنجایی که احساس غلبه پیدا کرده، مشکل درد راوی نیست و چشم انداز وسیع تر است.مشکل می توان از زن بودن،مادر بودن،در جامعه بودن نوشت و در دام شعار و ضعف بیان نیفتاد و این از نکات برتر این کتاب است.
بارون درخت نشین
ایتالو کالوینو
مترجم: مهدی سحابی
انتشارات نگاه
امسال این دومین کتابی بود که غافلگیرم کرد.اولی کافکا بر کرانه از هاروکی موراکامی بود.کتابی که
سنگینی نامش باعث شده بود تا مدتها جرات نکنم به طرفش بروم.
مهدی سحابی بزرگمردی بود که متاسفانه غروبش همه مان را دلگیر کرد. صرف بودن نامش
به عنوان مترجم برای خرید کتاب کافی است.کاری که او کرد ممکن کردن یک غیر ممکن بود،ترجمه
مجموعه زمان از دست رفته از پروست که غیرقابل ترجمه اعلام شده بود.
ایتالو کالوینو نویسنده بزرگ ایتالیایی متولد کوبا است.سبک خاص خود را دارد که به کالوینویی نیز
مشهور است.رولان بارت او و بورخس را به دو خط موازی تشبیه کرده و کالوینو را نویسنده ای پست
مدرن خوانده است.اومبرتو اکو کتاب بارون درخت نشین و پرسوناژ اصلی آن را به عنوان کلید مهم درک
مسئولیت روشنفکران نام برده و مطالعه آثار کالوینو را به همه توصیه کرده است.
.بارون درخت نشین از کودکی ،خانواده،بلوغ و سرکشی،عشقٰ،خیانت،ناکامی،مرگ،جنگٰ،
تبعید،فقر،انقلاب و .... سخن می گوید.همراه با کوزیمو از کودکی آغاز میکنیم با سرکشی به بعد دیگری
وارد میشویم و بلوغ و هیجانات آن و عشق را در منظری دیگر تجربه میکنیم.یاد میگیریم که برای
انسان بودن و شدن حتما نباید پا روی زمین داشت.
کتاب را به صرف نام مترجم و نویسنده گرفتم.از کالوینو چیزی نخوانده بودم ولی خیلی جاها اسمش به
چشمم خورده بود.البته دیگر سعی می کنم تحت تاثیر نامهای بزرگ قرار نگیرم آخر سلیقه هم می تواند
حرفی برای گفتن داشته باشد.)
فرزند پنجم
دوریس لسینگ
مترجم: مهدی غبرایی
نشر ثالث
دوریس لسینگ را به عنوان برنده جایزه نوبل ادبی سال 2007 می شناسم.گرچه دیگر, برندگان نوبل را هم جدی نمی گیرم و باور دارم که بازیهای سیاسی گریبان مرحوم نوبل را هم گرفته است.البته این کتاب شاهکار نویسنده نیست ولی از آنجایی که در بازار کتاب حق انتخاب زیادی نمانده به صرف نام مترجم کتاب را انتخاب کردم.یک توصیه هم به همه: بیشتر از نام نویسنده به نام مترجم اهمیت بدهید و گرنه مثل من چندتا کتاب رو دستتان می ماند که به صرف نویسنده انتخاب کرده اید و خودتان هم می مانید که این نثر ضعیف به چه اعتباری مجوز چاپ گرفته.......
در هر حال بارگاس یوساکتاب دفترچه طلایی را بهترین اثر خانم لسینگ می داند.مهدی غبرایی از تواناترین مترجمان کشور معتقد است که چون احتمال لطمه خوردن در انتشار بیشتر کتابهای نویسنده مطرح است؛برای همین این کتاب را برای ترجمه انتخاب کرده است.
فرزند پنجم رمان کوتاهی است که انگاری نا تمام به پایان می رسد و نویسنده نیز با علم به موضوع در سال 2000 میلادی دنباله ای به نام بن در جهان را نیز نوشته است.
خانم لسینگ آثاری با درونمایه های اجتماعی و روانشناختی و صوفیانه و علمی تخیلی نگاشته است که البته همیشه استثناهایی هم وجود دارد.
کتاب فرزند پنجم در مورد آشنایی،ازدواج و زندگی یک زوج متفاوت است.زوجی که به دور از زندگی مدرن خانه ای بزرگ با تعداد زیادی بچه را ایده آل می داند.در بعضی مفاهیم، شرق و غرب گویی یکسان می اندیشند و جهل مشترکی دارند.تولد یک فرزند نا به هنجار گویی تقصیر مادر است و اوست که محکوم می شود.مهر مادری محکوم می شود که قادر نیست تحمل رفتار بد با فرزند ناهنجارش را داشته باشد.نثر خانم لسینگ گاهی گزارشگونه است و خواننده را راضی نمیکند و البته شاید عنوان جایزه نوبل انتظار ما را بالا برده و اگر به عنوان نویسندهای معمولی با آثارش آشنا میشدیم اینقدر خرده نمیگرفتیم.